خرید بک لینک
۱ شیرین ترهاسفناج. جعفری . هل . شنبلیله .سیر یا برگ سیردوعدد پیاز با مقدار لازم گوشت تفت داده شودسپس لوبیا و عدس خیز شود به همراه دوقاشق برنج و دو عدد سیب زمینی خورد کرده به همراه ادویه لازم به مواد اضافه کنید۲ کوکو مادرشوهرنعناع . جعفری . هل . برگ سیر دوعدد پیاز کاملا تفت داده شودان را جدا بگذاریدسیب زمینی هم جدا سرخ کنیدو بعد پیاز,و سیب زمینی سرخ شده را با سبزیها مخلوط,کنید چهار عدد تخم مرغ جدا به هم بزنید و کنار بگذاریدو مقداری بکینگ پودر و آرد نخود قاطی داخل سبزی بریزیددر اخر دوعدد تخم مرغ مخلوط و جدا بگذارید و با کمی از بقیه پیاز و سیب زمینی سرخ کرده و کمی گردو و زرشک روی سبزی بریزید تا قشنگ شود ۳ کدوقاتوقمغز گردو یک لیوانپیاز یکعددترش انار یک قاشقادویه ها با گردو تفت داده شود کدو را بپز یک لیوان لوبیا چیتی با گوشت گوسفند ۴ پلسترههل . اسفناج شبدر .شوید . جعفری . شنبلیله . سیر . پیاز . سیب زمینی . یک قاشق برنج با کمی خامه ۵آلو قیسی قاتوقاول پیاز,سرخ و با گوشت تفت دهید وبعدگوشت کامل بپزدآلو قیسی را سرخ کنیدو در اخر همه مخلفات باادویه و کمی زعفران مخلوط,کنید در اخر اگر شیرینی کم بود کمی شکر بریزید۶ کشک قاتوقنعناع . جعفری . هل . اسفناج . سیر یا برگ سیر .گوشت گوسفند با ادویه و کمی رب تفت دهید وقتی گوشت پخت کشک که اب کردید داخل قابلمه گذاشته دو قاشق آرد برنج داخل ان بریزید در اخر بادمجان سرخ کنید و به داخل ان بریزیدجهت اطلاع کل سبزیهای سرخ شده بالا را از,هر کدام سه قاشق بریزیدنوش جان هروقت درست کردید به یاد مادر باشیدفاتحه و صدتاصلوات به روحش نثار کنیدنوش جان تان + نوشته شده در  جمعه یکم دی ۱۴۰۲ساعت 17:22&nbsp توسط 

برچسب: نویسنده: مهسا رضایی تاريخ: جمعه 8 دی 1402 ساعت: 14:45

زنهار که طراز و طریقت گم شده و مجاز و حقیقت به هم آمیخته. سهم رعیت کابوس است و سهم سلطان تخت طاووس. کجاست تدبیر کریمخان که تاج شاهی پس بگیرد از ما ندانمکارها؟ کجاست شمشیر نادر که انتقام بکشد از ما خرابکارها؟ مملکت آشفته است و امیرکبیر در گور خفته است. هر نامی آبستن ننگ است و هر صلحی آبستن جنگ. آدمیزاد قبله عالم هم که باشد پناه میخواهد. قلعهای میخواهد که جانپناهش باشد. برای اولاد آدم هیچ قلعهای محکمتر از عشق نیست. بدهید همهجا جار بزنند که : ایهالناس! دیروز در حوالی تجریش پادشاه شما عاشق شد. + نوشته شده در  جمعه یکم دی ۱۴۰۲ساعت 17:49&nbsp توسط شهرام ایوبی  | 

برچسب: نویسنده: مهسا رضایی تاريخ: جمعه 8 دی 1402 ساعت: 14:45

داستانمعلم ادبیاتمان میگفت:این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام.سالها ی پیش وقتی به درس لیلی و مجنون می رسیدم و با حسی شاعرانه داستان این دو دلداده را تعریف میکردم قطره اشکی از چشم دانش آموزی جاری میشدیا به مرگ سهراب که میرسیدم همیشه اندوه وصف نشدنی را در چهره ی دانش آموزانم میدیدم .همیشه قبل از عید اگر برای فراش مدرسه از بچه ها عیدی طلب میکردم خیلی ها داوطلب بودند و خودشان پیش قدم.... و امسال وقتی عیدی برای پیرمرد خدمتگزار خواستم تازه بعد از یک سخنرانی جگر سوز و جگر دوز هیچ کس حتی دستی بلند نکرد... وقتی به مرگ سهراب رسیدم یکی از آخر کلاس فریاد زد چه احمقانه چرا رستم خودش را به سهراب معرفی نکرد که این اتفاق نیفتد و نه تنها بچه ها ناراحت نشدند که رستم بیچاره و سهراب به نادانی و حماقت هم نسبت داده شدند..... وقتی شعر لیلی و مجنون را با اشتیاق در کلاس خواندم و از جنون مجنون از فراق لیلی گفتمیکی پرسید لیلی خیلی قشنگ بود؟ گفتم از دیده ی مجنون بله ولی دختری سیاه چهره بود و زیبایی نداشت.این بار نه یک نفر که کل کلاس روان شناسانه به این نتیجه رسیدند که قیس بنی عامر از اول دیوانه بوده عقل درست حسابی نداشته که عاشق یک دختر زشت شده، تازه به خاطر او سر به بیابان هم گذاشته..... خلاصه گیج و مات از کلاس درس بیرون آمدم و ماندم که باید به این نسل جدید چه درسی داد که به تمسخر نگیرند و بدون فکر قضاوت نکنند.... ماندم که این نسل کجا می خواهند صبوری و از خود گذشتگی را بیاموزند.... نسلی که از جان گذشتن در راه عشق برایشان نامفهوم،کمک به همنوع برایشان بی اهمیت،مرگ پسر به دست پدر از نوع حماقت است.... امروز به این نتیجه رسیدم که باید پدر مادر های جوان که بچه های کوچک دارند

برچسب: نویسنده: مهسا رضایی تاريخ: سه شنبه 8 فروردين 1402 ساعت: 3:04

صفحه بندی